در تاریخ بشر انسانهای بزرگی پا به عرصه هستی میگذارند که با کرادر و گفتار درست و انسانی در دل مردم دنیا و هموطنان شان جا میگیرند. البته این مسئله رمز زاری دارد که کمتر کسی به آن توجه دارد و زمر این کار در مردمی بودن است.
بارز تریم این بنده گان خدا پیامبران هستند. پیامبران الهی در ارتباطات روزانه مردم نهایت نرک خوی، خوش برخورد و با محبت بودند بطوری اطرافیان با چند دیدار دل در گرو محبت آن بزرگواران قرار میدادند. این محبت و عشق را حتی زنجیر ها هم نمی توانست پاره کند. پیامبران در دیدار های خود با مردم نهایت با انصاف، با صداقت وبا درستی برخورد میکردند. همین باعث میشد امتهایی شان آنها را بی نهایت دوست داشته و فرمانبردار باشد.
عصر حاضر هم انسانهای بزرگی را در دل خود پرورش داده که مردم دنیا را شیفته خود میکنند. این شیفتگی مرز نمی شناسد تمامی مرزها را در می نوردد و تا همیشه تاریخ جاویدان میماند. یکی از این چهره های امروزی قهرمان ملی افغانستان شهید احمد شاه مسعود است. آوازه شهرت و محبوبیتش مرزها را شکسته و بر قلبهای ملت های دنیا نشسته است. همه آزادی خواهان دنیا او را سرمشق خود در راه آزادی، آزاد زیستن و مبارزه قرار میدهند.
اکثر این انسانهای بزرگ و ستایش برانگیز خصوصیتها مشترک دارند. برای درک بهتر موضوع دو مثال خدمت شما می آورم. بعدا دوباره برمیگردیم به شهید مسعود قهرمان.
یکی از این افراد بزرگ مهاتما گاندی رهبر استقلال هند است که مورد احترام همه ملتهای دنیا است. هندوستان یک کشور بزرگ است اما میتوان گفت یک قاره است چون اقوام و ملتهای زیادی در سرزمینی بزرگ زندگی میکنند. مهاتما گاندی رهبری این شبه قاره را عهده داشت تا اینکه آنرا از زیر ستم استعمار بریتانیای کبیر بیرون کرد.
گاندی هیچ وقت نخواست هویت، زبان و دین خود را بر دیگران تحمیل کند. در زمانی که هندوستان غرق در اختلافات و جنگهای مذهبی، قومی و زبانی بود اما گاندی از همه این جنگها و تعصتبات مبرا بود. همه را بعنوان انسان احترام میکرد و حقوق انسانی آنها را محترم می شمارد. وقتی جنگهای قومی و مذهبی شعله ور میشد گاندی روزه میگرفت یا اعتصاب غذا میکرد تا اینکه جنگ پایان می پیذیرفت. گاندی با وجودی که هندو مذهب و هندو زبان بود اما هیچ وقت در این جنگها طرف قوم و زبان خود را نگرفت بلکه همیشه طرفدار عدالت بود.
مهاتما گاندی چون مرد آگاه و عادلی بود در راه مبارزه برای استقلال همه مردم هندوستان با عقاید و زبانهای مختلف دور او جمع شده بودند. گاندی به زبان، هویت و عقاید همه احترام داشت و در ساختن هویت، کشور و ملت هندوستان همه را شریک و سهیم ساخت. محمد علی جناح رهبریت بخشی مسلمانهای هندوستان را به عهده داشت و خواهان کشور جداگانه برای مسلمانها بنام پاکستان شد اما او هیچ مخالفت شدیدی از خود نشان نداد فقط خواهش کرد اگر ممکن است از این خواسته صرف نظر کند. وقتی اصرار بیش از حد محمد علی جناح و دیگر رهبران حزبش را دید ناچار او هم موافقت کرد مسلمانها کشور جداگانه خود را داشته باشند.
با وجود آنکه مسلمانها هند کشوری جداگانه داشتند باز هم در هویت سازی ملت هندوستان شریک سهیم بودند. امروز مسلمانها از جایگاه رفیع و بلندی در هندوستان برخوردار هستند بطوری که پرفسور ابوالفاخر زين العابدين عبدالکلام که یک مسلمان بود و از محبوبیت بسیار زیادی نزد همه مردم هندوستان برخودار بود بعنوان رئیس جمهور از سال 2002 تا 2007 انتخاب شد.
گاندی وقتی دستور تحریم کالا های خارجی بخصوص انگلیسی را داد خودش پیشاهنگ همه خود رختهای انگلیسی را از تن بیرون کرد و رختی پوشید که خود آنرا با پنبه هندوستان و با دست خود بافته و دوخته بود. برای غذای روزانه بزی خرید که شیر آنرا خودش میدوشید و میخورد. گاندی کفش های از چوب برای خودش درست کرده بود تا مجبور به خرید کفش خارجی نباشد. خلاصه گپ زندگی خود را طوری عیار کرده بود که تهی دست ترین هندی میتوانست داشته باشد. آن چیزی را که برای خود می پسندید برای دیگران هم روا میداشت و رمز جاودانگی گاندی دقیقا در همین نکات نهفته بود. نتیجه همین صفات نیکخواهانه این شخص بزرگ بود که ما امروز شاهد یک ملت و کشور بزرگ به نام هندوستان هستیم.
بر اثر صفات نیک آن مرد قهرمان و بزرگ امروز هندوستان تبدیل به یک ابرقدرت جهانی شده است. با وجودی که شصت در صد مردم هندوستان دین شان هندو است اما چندین سال است نخست وزیر آن سیکه است همچنین در عین حال رئیس جمهور آن مسلمان است. هیچ تعصبی نیست مهم برای شان این است که یکی بیایید ملت را بسوی خوشبختی رهنمود کند فرقی ندارد هندو یا مسلمان یا سیکه باشد.
مثال دیگر ما نلسون ماندلا رهبر آزادی افریقای جنوبی از زیر سلطه فاشسیتهای آپارتاید است که شهرت و محبوبیت این مرد بزرگ جهانگیر شده است. نلسون ماندلا این ابر مرد میدان مبارزه وحشت ناکترین شکنجه هارا از فاشیستان آپارتاید متحمل شد اما برای آزادی مردمش از چنگال دشمن راسخ تر شد و هیچ خم به ابرو نیاورد. 27 سال از بهترین دوران عمر خود را در سیاه چالها و یا در بیرون با کار شاق سپری کرد. یکی از آن کارهای شاق و طاقت فرسا در حال تشنگی و گرسنگی در حالی که زولانه با وزنه های چند کیلوی به پا داشتند در زیر آفتاب سوزان تا پینجاه درجه بالای صفر بود سنگ می شکستند. بسیار از هم سنگران خود را در این شرایط مرگ آفرین از دست داد.
بلی چون همیشه حق با عدالت خواهان است بلاخره دیوار نژادپرستی فروریخت نلسون ماندلا و یارانش پیروز شدند. نلسون ماندلا سیاه پوست بود برای نجات سیاهان و دیگر رنگین پوستان این همه رنج را متحمل شد اما وقتی یارانش خواستند رفتار ظالمانه نسبت به سفید پوستان در پیش بگیرند او در کنار سفید ها ایستاد و مدافع حقوق آنها شد. بلی این را میگویند برابر خواه یا عدالت خواه واقعی. به تعبیری دیگر نه ستم بپذیر و نه ستمگر باش.
برای او مهم نبود که انسانها چه دینی، چه رنگی و چه زبانی داشته باشند مهم برایش انسانیت بود و هست. تعداد زیادی از یاران و همسنگرانش مسلمان بودند حتی بعد از پیروزی چند وزیر مسلمان در دولت او خدمت میکردند. این موضوع از این جهت اهمیت دارد که مسلمانها در اقلیت هستند شاید در حدود پنچ الی ده در صد اما چون مسلمانهای آگاهی بودند و در مبارزه دوشادوش دیگر هموطنان خود سهم فعال داشتند و بعد از پیروزی در دولت سازی هم سهم بزرگی را ایفا کردند. بیشترین مسلمانهای افریقای جنوبی سیاه پوست نبوده بلکه هندی تبار و عرب تبار هستند اما چون عقیده دینی شان مخالف نژاد پرستی و آپارتاید بود بنابر این برای نجات هم وطنان خود با آنها همسنگر شدند.
و اما شهید مسعود.
در دوران جنگ سرد که بخشهای بسیاری از جهان به دو قطب متضاد تبدیل شده بود. این تضاد و رو در روی تا آستانه جنگ اتمی پیشرفت که خواب را از چشمان مردم دنیا ربوده بود. این قطبهای رو در رو همیشه کوشش داشتند بر حوزه نفوظ خود بی افزایند بناّ کشور هارا یکی پی دیگری می بلعیدند. اتحاد شوروی به هر کشوری که چنگ می انداخت محال بود دیگر از چنگگالش آهنینش رهای یابد او را در همان حمله نسختین خفه میکرد. هیچ نیروی مخالفی در مقابل این حمله های نهایت وحشیانه ایستادگی نمی توانست.
افغانستان یکی از آن کشورها بود که توسط شوروی آن زمان بلعیده شد اما این لقمه چون خاری در گلویش گیر کرد. همه تبصره میکردند که کار افغانستان تمام است تا حالا هیچ نیروی در مقابل روسها نتوانسته ایستادگی کند اما چون مردم قهرمان افغانستان ننگ زیستن در زیر یوق بیگانه را نمی توانستند بپذیرند بناً همه علیه این تجاوز بپا خیستند و از هستی خود گذشتند تا در این راه به پیروزی رسیدند.
در افغانستان همه آنهای که خالصاً برای اسلام، میهن و نجات هم میهنان شان جنگیدند قهرمان هستند. در همه نقاط کشور قهرمان های درخشیدند که یاد شان تا ابد ماندگار است. اما در بین این قهرمانها یکی خیلی درخشید. این ابر مرد مبارزه و دفاع از وطن که چشمهای همه را بسوی خود خیره کرده بود، او کسی نبود جز احمد شاه مسعود. در زمانی که همراه با یاران وفادارش هفته ها زیر بمباران روسها بود همه از زنده بودنش قطع امید میکردند و منتظر بودند که عنقریب روسها فاتحانه وارد دره قهرمان خیز پنجشیر شوند پرچم پیروز را بلند کنند. اما این مسعود بود که پرچم پیروزی را بلند میکرد و همه طراحان جنگهای منظم و غیر منظم را حیرت زده میساخت.
مسعود در بین هموطنان فوق العاده محبوبیت داشت این محبویت در مردمی بودنش نهفته بود. هر کاری که انجام میداد با مشوره و رضایت مردم منطقه انجام میداد. با جوانها جوان بود و با آنها ورزش میکرد و با گشاده روی و رفاقت با آنها برخورد میکرد. با بزرگان با تواضع و فروتنی و احترام برخورد میکرد. از حال و احوال شان با خبر بود. در سنگرهای نبرد کسی را بزور برای دفاع نمیبرد همیشه افراد بصورت خود خواسته برای دفاع همراهش بودند. به فرماندهانش دستور اکید میداد هر یک از داوطلبان که تنها نان آور خانواده خود است از روان کردن آن به جبهه های جنگ خود داری کنند. اگر یگان وقت تنها نان آور یک خانواده با یک دروغ خود را از سد معموران گذرانده و به جبهه جنگ می آمد هم آن شخص را نکوهش میکرد و بر میگرداند و هم معموران را هم شماتت میکرد که چرا در وظیفه خود کوتاهی کرده اند.
شهید مسعود به حفاظت از جان مردم و سربارانش خیلی اهمیت میداد. هیچ وقت کار نمیکرد که باعث کشته شدن مردم عادی یا سربازانش شود.
شهید مسعود چون یک شخصیت مکتبی و آگاه به مسائل دینی و دنیوی بود بنابراین برای انتقامجوی مبارزه نمیکرد رفتار انسانی و اسلامی او با اسیران جنگی گواه خوبی بر این مدعا است.
دشمنان شهید بزرگوار تبلیقات منفی زیادی در مورد او انجام میدادند بخصوص دولت کمونیستی و روسها. بر اثر همین تبلیغات منفی سربازان روس خیلی از شهید مسعود و همرزمانش می ترسیدند. وقتی تعدادی از سربازان روسی به اسارت مجاهدین تحت فرمان شهید مسعود در آمدند انتظار وحشیانه ترین رفتارها را داشتند اما بر عکس می دیدند با آنها با کمال انسانیت برخورد میشود. به خاطر همین رفتار انسانی و اسلامی مسلمان شده به صف مجاهدین در آمده و علیه خود روسها میجنگیدند. حتی یکی از آنها سالها به عنوان نگهبان شخصی شهید احمدشاه مسعود خدمت کرد.
بدترین دشمنان مردم افغانستان و شخص خود را اگر دستگیر میکرد نتنها با او بد رفتاری نمیکرد بلکه با کمال انسانیت با او برخورد میکرد نهایتاً آن شخص را برای آنکه روزی دادگاهی شود در زندان نگه میداشت. نمونه آن اسدالله سروری رئیس اداره آدم کشی حزب دمکراتیک خلق (اگساد) است که پس از بازداشت او را در زندان نگهداشت تا اینکه روزی در دادگاه علنی و عادلانه دادگاهی شود.
شهید مسعود همه تصمیم های بزرگ را با مشوره همرزمانش و مردم محل میگرفت برای همین است که شخصیتهای بزرگ زیادی با ایشان همکار و همراه شده بودند. ما شاهد بودیم بعد از شهادت این بزرگ مرد همکارانش خیلی خوب اهداف انسانی، اسلامی و ملی او را به پیش بردند.
شهید مسعود هیچ وقت به این راضی نمیشد که هموطن هایش در زیر بمبارانها و محاصره دشمن باشند و جان بدهند اما خود خانواده شان در امنیت به سر ببرند. بر اساس همین اندیشه انسانی در دوران 25 سال مبارزه هیچ وقت به بیرون از کشور اقامت نکرد همیشه با مجاهدین همراهش بود هیچ وقت آنها را در مقابل دشمن تنها نگذاشت تا لحظه شهادت. در بدترین شرایط جنگی و محاصره دشمن خانواده و فرزندان خود را به خارج از کشور روان نکرد چرا؟ چون خود را برتر از مردم نمی دانست و خود و خانواد خود را بر مردم عادی ترجیح نمی داد اینها رمز ماندگاری مسعود قهرمان است.
در زمانی که اکثر گروهای مجاهدین طالب رسیدن به قدرت بودند برای این منظور از شانه های هم دیگر بالا میرفتند تا به قدرت برسند اما شهید مسعود هیچ منصبی برای خود نخواست. در گفتگوی تلفونی به صراحت به آقای حکمتیار میگوید، شما رهبرها با هم توافق برسید و حکومت درست کنید ما هم مطیع امر شما ها هستیم.
در کشور عقب مانده و رو قهقرای ما همه در فکر ریاست، وزارت، جنرالی و مارشالی بودند اما مسعود بزرگ هیچ منصبی برای خود نخواست. هیچ عنوان و لقبی را پیشوند و پسوند نام خود نساخت تا بزرگتر جلوه کند برای او رضایت خدا و هم میهنانش مهم بود. او همیشه در اندیشه تصرف دلهای پر درد هموطنانش بود حقا که در اینکار بسیار موفق بود. شخصیت بزرگی چون مسعود که در دل مردمش قرار دارد و بر دلها حکومت میکرد این منصبهای و عنوانهای دروغی برایش پشیزی ارزش نداشت.
در کشور عقب نگهداشته شده ما بعضی ها به فکر قوم و قبیله خود بودند و نگران اینکه حکومت میراثی قوم آنها شاید در اختیار کسی دیگری قرار بگیرد که از قوم آنها نباشد. اما مسعود از از اینطور اندیشه های غیر انسانی و اسلامی بدور بود همیشه حرفش از انتخابات آزاد بود که همه مردم افغانستان در آن از حقوق مساوی برخوردار باشد. برای شهید مسعود ملاک عملش همیشه عدالت برای همه بود.
برای شهید مسعود سمت، منطقه، قوم و قبیله مهم نبود براساس همین اندیشه نیک همرزمانی از تمام نقاط افغانستان داشت که متعلق به اقوام و مذاهب مختلف بود.
همین کردار های نیک و انسانی رمز ماندگاری و جاودانگی شهید مسعود و دیگر مردان بزرگ تاریخ است.
یاد شهید احمدشاه مسعود قهرمان ملی افغانستان و همه شهدای راه آزادی افغانستان گرامی باد.
یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.