سوسیالیزم مُرد و امپریالیزم در حالت نزع است
محمد میرویس غیاثی
07/10/2008م
ما أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لاَ يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِيَاء مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ. سوره حشر آیه 7
(آنچه را که خداوند در اختیار پیامبرش قرار داده است از ـ اموال ـ اهل قریه ها، پس هست آن برای خدا ـ یعنی در راه خدا ـ، پیامبرش و برای خویشاوندان پیامبر و یتیمان و مساکین و مسافران، تا نباشد ـ این اموال ـ دست بدست گردنده در میان سرمایه داران از شما، آنچه را آورده است برای شما پیامبر ـ از دستورات ـ پس بگیرید آن را ـ یعنی عمل نماید ـ و آنچه که منع فرموده است از آن بپرهیزید و بترسید از خدا هر آئینه هست خدا سخت عذاب کننده است ـ سر کشان را از فرامین او ـ)
*******
ما همه میدانیم که زندگی انسان وابسته به داد و ستد مالی است. و تا اینکه زندگی ادامه دارد باید انسان برای امرار معاش معامله اقتصادی نماید. این معامله اساس روابط مادی و حتی معنوی انسان را تشکیل میدهد و جزئی از طبیعی ترین پدیدهء هستی است.
اما بشر همیشه در تکاپوی این بوده است که، این پدیده و این رابط اساسی باید به شکل عادلانه و ساده تنظیم گردد. تا از یک سو نظام زندگی بر اساس ظلم و سود فردی استوار نباشد و از سوی دیگر انسان ها بتوانند به سادگی نیاز خود را بر آورده سازند. اجمال این خواهش فطری بشری در آیتی که در اول ذکر کردیم به صراحت درج است.
هر دین، مکتب و نهاد بشری با خود نظام اقتصادیی آورده و مدتی این نظام را چرخانیده است. اکثر این نظام ها مخصوص محیط خاص و یا زمان خاصی بوده اند، که با گذشت زمان و یا با خارج شدن از محدودهء خود رو به انقراض گذاشته اند.
* بعد از آمدن دین اسلام ـ که آخرین دین آسمانی و کامل ترین روش زندگی عبادی، فردی، فامیلی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است ـ در مدت کوتاهی نظام های اقتصادی موجود در تمام مدنیت های آن عصر از هم فرو پاشید و اسلام در پهلوی فتوحات فکری و جغرافیایی خود بهترین نظام عادل و شفاف اقتصادی را هم جایگزین نمود.
بسیاری از کشور هایی هستند که تاریخ شمولیت آنها در اسلام بر روابط شان با تجار مسلمان و نمونه و الگوی عدالت بودن اقتصاد اسلامی بر میگردد. مسلمانان در جنوب شرق آسیا (چین، مالیزیا، اندونیزیا، هند، تایلند و بسیاری از جا های دیگر...) در اثر رفت و آمد تجار مسلمان و شیفته شدن بر راستی و درستی آنها، این دین حنیف را اختیار کرده اند.
شگوفایی علمی، هنری و اقتصادی اروپا هم بعد از تسلط مسلمانان بر بخش هایی از این قاره آغازیدن گرفت. بعد از جنگهایی صلیبی و پیروزی اروپایی ها در این جنگ ها ـ که یک عقدهء تاریخی را میان این ملتها بر جای گذاشت ـ، فیلسوفان و دانشمندان غربی ـ بعد از عصر رنسانس ـ نهایت تلاش خود را نمودند که بهترین نظام اقتصادی را جایگزین نظام اقتصاد اسلامی کنند، تا از گسترش این دین حنیف که در سایهء عدالت و بشر دوستی هر روز داشت دامنهء نفوس آن وسیع تر میشد جلو گیری کنند.
* نظام اقتصادی اسلام که در طول تاریخ بشر عادلانه ترین، پویا ترین و گسترده ترین نظام اقتصادی بوده و هست، با سقوط امپراطوری اسلامی و مضمحل شدن قدرت سیاسی مسلمانان، و پیروزی کشور های صلیبی در جنگ جهانی دوم، از تسلط بر اقتصاد جهانی رانده شد و تنها در حیطهء معاملات فردی اسلامی خود را زنده نگهداشت.
این یک ادعای واقعی است که؛ در زمان خلفای اسلامی وقتی زکات و صدقات را می خواستند توزیع کنند، در همهء این امپراطوری بزرگ فقیری پیدا نشد که زکات را بگیرد. در زمان بعضی از خلفای اموی و در زمان حکمروائی امیر تیمور چنین حالتی حکم فرما بود.
(البته بحث ما تطبیق، واقعیت و نمونه بودن نظام اقتصاد اسلامی است، نه حقانیت حاکمان این دوره ها)
*****
* به روایتی؛ هم سوسیالیزم و هم امپیریالیزم که خواستگاه آنها افکار فیلسوفان غربی است، بر همین اصل خوف و هراس از گسترش نظام اقتصاد اسلامی بنا شده اند.
مارکس یک یهودی و از شاگردان مکتب فیورباخ است که از تاریخ بشر، یک سلسلهء تاریخی مادی تعبیر کرده و بافته های ذهنی خود را در دو اصل (ماتریالیزم دیالتیک و ماتریالزم تاریخی) در یک دوره در اذهان برخی از بشر مجبور، ستم دیده و گم کرده راه، تحمیل نمود و بر خلاف پیش بینی او، انقلاب سوسیالیستی در یک کشور اروپای شرقی (روسیه) که نسبتا عقب مانده از باقی دول اروپای غربی بود، بوقوع پیوست. آنهم در اثر زور و کوتا، نه در اثر سیر طبیعی و تاریخی یپیش بینی شدهء مارکس و انگلس!
* همین بود که از اولین روزی سردمداران سوسیالزم به کرسی قدرت تکیه زدند این اصول بافتهء ذهن مارکس، انگلس و همراهان او نادرست بودن خود را عریان ساخت و مدتی بسیار کوتاهی بر یک ساحهء نسبتا وسیع کرهء خاکی به زور سر نیزه حکومت کرد و درنهایت در طول کمتر از 80 سال از هم پاشید و با رفتن سوسیالیزم از قدرت سیاسی، نظام اقتصادی آن هم از میان رفت.
* اگر با یک دید واقع بینانه و غیر جانبدارانه بنگریم، این نظام در هیچ بخشی پیش بینی شدهء آن توسط مارکس یکبار هم اتفاق نیفتاد و عملی نشد و هر چه در این هشتاد سال بوقوع پیوست در اثر زور و قدرت دکتاتوری پرولتاریا بود. یعنی ماشین قدرت و دکته بجای ماشین طبیعت و سیر تاریخی که مارکس پیش بینی کرده بود، عمل میکرد و به مجرد خاموش شدن ماشین قدرت سیاسی دیگر حرکت و صدایی از چرخهء تاریخی مارکس بر نخواست.
******
* نظام اقتصادی امپریالیزم یا سر مایه داری که بر اساس اندویجویلزم یا فرد محوری و سود بنا است، بعد از فرو پاشی اتحاد شوروی و نبود یک نظام اقتصادی دیگر تسلط خود را بر جهان مسجل نمود و خود را بی رقیب و شکست ناپذیر می پنداشت.
قبل از اینکه به پوسیدگی نهاد خود متوجه شود، شعار جهانی شدن را سر داد و در تطبیق این هیولای وهمی به تجاوز مستقیم بر منابع اقتصاد جهانی آغازید.
بشر غربی یکسال قبل شاید فکر نمی کرد که بیهوده بودن، ظالمانه بودن و ناپایدار بودن این نظام اینقدر به این زودی بر ملا گردد.
این نظام بعد از تسلط غرب تحت نام و ادارهء ملل متحد بر همهء جهان حاکمیت میکند و اینها خواستند بسیار طور ظالمانه این نظام را که خود شان بیشتر از مسلمانها بر ظالمانه بودن آن آگاه بودند، بر کشور های اسلامی تحمیل کنند.
* اینها از این کار دو منفعت داشتند؛ یکی تسلط اقتصادی بر جهان اسلام که شاه رگ اقتصاد بشری در این سر زمین ها نهفته است و دوم تسلط سیاسی بر جهان اسلام ـ که این امت دیگر نتواند بپای خود بایستد و مظالم روا داشته شده از جانب غرب مسیحی بر خود را دور کند.
* ولی به وعدهء خداوند «اینها مکر میکنند و خدا هم پاسخ مکر اینها را میدهد و خدا بهتر است از اینها از روی مکر کردن...» آیت کریمه
یا این پیام الهی: «میخواهند که نور خداوند ـاسلام ـ را با دهن های خود ـ تعبیر از فلسفهء آنها است ـ خاموش کنند، و خداوند تکمیل کنندهء نور خود است، اگر چند مشرکین بند پندارند»
امثال این ها دهها آیت دیگر در قرآن کریم وجود دارد که، از کید و مکر دشمنان اسلام و در نهایت ناکامی آن خبر میدهد....
این نظام ظالمانه و به تعبیر احمدی نژاد «نظام دزد ها» که در آخرین لحظات نزع جان کندن خود است و به زودترین فرصت از صحنهء گیتی محو میشود، جایگزین دیگری ندارد مگر نظام اقتصاد اسلامی.
* امروزه ما شاهد فروپاشی بزرگترین شرکت ها و بانک های غول ربوی غرب هستیم و یکی پی دیگری افلاس خود را اعلان میدارند. این ذخیره های دزدی که به قیمت فقر و بد بختی و سیه روزی پنج بخش از کل شش ملیارد نفوس کرهء زمین اندوخته شده است و در رگ رگ آن خون این پنج ملیارد بی چاره و درمانده روان است، تهی می گردند!
مظلومان مرگ امپریالیزم را جشن بگیرید!!
نظام هایی در ظاهر متمدن و دموکرات هم که در رأس اکثر قاطع آنها یکی از سردمداران این شرکت های خونخوار قرار دارد، هزاران ملیارد دیگر را از پهلوی فقراء برش کرده و به کمبودی های این خزینه های جنایت ترزیق میکنند، تا به بهانهء نجات مشکلات مالی جهان، از سقوط سر مایه های خود جلوگیری کنند!
ولی باید بدانند که ظلم و نظام ظالم تا ابد پایدار نمی ماند و خداوند طبق وعدهء خود «در حال و آینده از آن انتقام می گیرد»
من با کمال ایمان و اطمئنان، نابودی حتمی و عاجل نظام سرمایه داری ظالم را همانند نظام غیر انسانی سوسیالیزم به بشر درمانده تبریک و تهنیت میگویم!
شاید این حرف من برای خوانندگان قبل از وقت، غیر محققانه و یا شاید خوش بینانه باشد. ولی این یک واقعیت است که باید با چشم باز و آگاهانه آن را استقبال نمود.
به چند دلیل:
1ـ در همهء نظام های اقتصادی در کشور های غربی، به جز امریکا به نحوی از اصول و قوانین نظام اقتصادی اسلام استفاده شده است. منتها اینها این امر را پوشیده میداشتند. سال گذشته سر اسقف لندن ـ با طرح خود مبنی بر جای دادن نظام اسلامی در بخش خانوادهء و جار و جنجال هایی که در این رابطه بلند شد ـ، به این خیانت علمی اشاره کرد و افشا نمود که؛ «اروپایی ها از بسیاری از قوانین اسلامی استفاده کرده اند، ولی نمی خواهند در بخش نظام خانواده آن را اجازه بدهند».
2ـ تاجایی که من شنیده ام در نظام اقتصادی و مالیات فرانسه بدون کم و کاست از کتاب «الخراج» امام ابو یوسف استفاده شده است.
3ـ این خبر را تلویزیون و سایت الجزیره نشر کرد که عینا اینجا نقل میشود:
اعتراف رسمی فرانسه بر اهمیت نظام اقتصادی اسلام
سيدي أحمد ولد سالم
این یاد داشت از مجلس پارلمان فرانسه که توسط کمیسیون مالی، محاسبه و نظارت اقتصادی تهیه شده است صادر گردیده است.
کمیسیون نامبرده در ماه می سال 2008 دو جلسهء علمی را که موضوع آن «نظام اقتصادی اسلام» بود دائر کرده بود و در آن زمینه ها و وسایلی را که فرانسه میتواند از این نظام که ـ از شگوفایی عجیبی برخوردار است ـ در دائره اقتصادی خود کار بگیرد، به بر رسی گرفته شد.
قابل یاد آوری است که نظام اقتصادی و مصرفی اسلام قبل از این در نظام اقتصادی جهان امروز شهرتی زیادی نداشت، ولی امروزه بعد از مطالعات گسترده، این نظام توجه جهانیان را بخود جلب کرده است، حتی در بعضی از کشور های اروپایی برای داخل کردن این نظام در سیستم اقتصادی کشور ها یک نوع مسابقه به میان آمده است و میخواهند کیفیت این نظام را بدانند و آن را در برنامه های اقتصادی خود بکار ببرند.
هر دو جلسه گردهمایی کمیسیون نامبرده در فرانسه، در یک گذارش تأکید داشتند که؛ باید ارزش های این نظام به دقت مطالعه و شناخته شود و برای داخل کردن آن در اقتصاد جهانی بویژه فرانسه کار صورت گیرد. و از سوی دیگر برخورد این نظام مالی را با نظام موجود فرانسه که در چه مواردی بوده می تواند و در چه صورت نظام اقتصادی فرانسه را معطل قرار میدهد مورد مطالعه قرار بدهند؟
اولین جلسه از این گردهمایی، یک تصویر کامل از نظام اقتصادی فرانسه که در شرق میانه و جنوب شرق آسیا در حال فعالیت است ارائه نموده و بهتر بودن نظام مصرفی اسلامی را نمونه خوب توصیف کرد.
جلسهء دوم این کمیسون بر موانع قانونی و مالیات احتمالی و گسترش نظام مصرفی اسلامی در فرانسه ترکیز داشت و باز گشایی این نظام را در فرانسه توصیه نمود و بریتانیا را برای بهتر بودن این نظام مثال آورد.... خلاصهء خبر
4ـ من برای مثال تنها نام چند باب را از نظام اقتصادی اسلام از یک کتاب فقه یاد آور میشوم؛ تا دلیل باشد برای آن عده خوانندگان گرامی که از نظام اقتصادی اسلام تنها نام آن را در بعضی از مقالات شنیده اند و میخواهند نمونه های آن را ولو به اشاره هم باشد بدانند.
* تنها این نام بردن از چند بخش محدود کفایت میکند که، خوانندگان گرامی بدانند که در اسلام آنقدر نظام مفصل و مشرح و در عین حال ساده و آسان و عادلانه در رابطه نظام و معاملات اقتصادی وجود دارد که تا حال در هیچ مکتب، دین و فلسفه ای وجود نداشته است.
* از سوی دیگر در همهء این موارد نص صریح قرآن و حدیث، یا اشاره، یا دلالت و یا قیاس، یا اجماع و یا هم اجتهاد که اصول اساسی اسلام هستند وجود دارد.
بهر صورت طبق وعدهء خداوندی، بشر راهی جز این ندارد که دیر و یا زود خود را به نظام اقتصادی اسلام عیار نماید.
قبل از همه باید یاد آوری شوم که در همهء شئون زندگی انسان، چه عبادی، چه فامیلی، چه اجتماعی، چه سیاسی، اقتصاد بخشی از آن را تشکیل میدهد و برای ترتیب همهء جانبهء آن قوانین و اصولی در اسلام وجود دارد.
این هم نشانه های از ابواب فقهی اسلام در باب اقتصادی:
1ـ کتاب زکات: ـ باب صدقهء چارپایان ـ (گاو، گوسفند، اسپ ـ آنچه در آن زکات نیست ـ نقره ـ طلا ـ تکه یا پوشاک ـ کسیکه از نزد مسئول زکات می گذرد ـ باب معادن و گنجینه ها، عشر زراعت و میوه ـ باب مصارف زکات ـ باب صدقهء فطر ـ فصل در مقدار واجب زکات و وقت آن.
2ـ کتاب لقیط (یعنی مالی زنده که بدون صاحب یافت میشود)
3ـ کتاب لقطه (یعنی جنس که بدون صاحب یافت میشود)
4ـ کتاب مفقود (مال گم شده)
5ـ کتاب شرکة (یعنی شراکت در معاملات) ـ فصل در آنچه که شراکت منعقد نمی شود ـ باب دراهم و غیر آن ـ فصل در شراکت فاسده ـ فصل در آنچه که برای شرکاء لازم است ـ
6ـ کتاب وقف (یعنی مالی که برای استفادهء عام فقراء از کسی به وصیت باقی می ماند و یا در زندگی وقف عام میکند) ـ فصل در وقف مسجد ـ
7ـ کتاب بیع ها: ـ باب خیار شرط ـ باب اختیار دیدن مال ـ باب اختیار دیدن عیب ـ باب بیع فاسد ـ فصلی در احکام بیع فاسد ـ فصلی در احکام بیع مکروه ـ نوعی از آن ـ باب اقاله (یعنی کسی که جزئی از مال فروخته شده را پس خودش بخرد) ـ باب فائده شریکی و سر پرستی مال ـ فصل ــ باب ربا یا سود ـ باب حقوق ـ باب استحقاق ـ فصل در بیع فضول ـ باب سلم (یعنی پول پرداختن برای حبوبات قبل از فصل حصول ـ مسایل متفرقه ـ
8ـ کتاب صرافی (تبادلهء پول)
9ـ کتاب کفالت (یعنی کفیل شدن برای مال کسی) ـ فصل در ضمانت ـ باب کفالت دو شخص بر یک مال ـ باب کفالت مال برده و برده از مال دیگری ـ
10 ـ کتاب حواله.
11ـ کتاب وکالت.
ـ باب وکالت در بیع و شراء ـ فصلی در خریدن ـ فصلی در خریدن نفس برده ـ فصلی در فروختن ـ باب در وکالت با خصومت و گرفتن ـ باب عزل وکیل ـ فصل در کیفیت قسم. باب قسم خوردن ـ باب در بارهء کسیکه خصم نیست ـ باب در چیزی که دو کس دعوای ملکیت آن را دارند ـ باب در دعوای نسب ـ
12ـ کتاب صلح ـ باب تبرع به صلح ـ باب صلح در قرض ـ فصلی در قرض مشترک ـ فصل در خراج ـ
13ـ کتاب مضاربة (یعنی تجارت بر پول کسی دیگری) ـ باب بر کسی که پول را به مضاربت میگیرد و کسیکه پول میدهد ـ باب در تقسیم مال ـ فصل در آنچه که تجارت پیشه با پول کسی انجام میدهد ـ فصلی در اختلاف بین طرفین ـ
14ـ کتاب ودیعة (یعنی کسی که مال خود را نزد کسی به امانت میگذارد)
15ـ کتاب عاریة (یعنی مالی کسی را برای استفادهء مجانی برای مدتی میگیرد)
16ـ کتاب هبة (یعنی بخشش کردن مال بر کسی) باب در آنچه که رجوع به آن جایز است یا خیر؟
اینها تنها تنها نمونه هایی بودند بر گسترگی احکام اسلامی در باب مال و اقتصاد و بازار.
در غیر این اسلام در تمام شئون اقتصادی زندگی که به مال سر و کار دارد و بوی معامله از آن می آید احکام و تشریع قوانین دارد. مثلا؛ اجاره، رهن، بانکداری، بهره، خراج، عشر، خمس، وصیت، میراث، قسط، کرا، اجاره و...
از همه مهم اینکه؛ در این موضوعات دروازهء اجتهاد و قیاس برای علما و دانشمندان مسلمان باز است که مطابق یافته ها و پدیدهء روز می توانند اقتصاد خود را در روشنایی اصول اسلامی طرح ریزی کنند.
پس امید واریم که روزی بشر با دید محققانه و غیر متعصبانه این حنیف را شکل علمی مطالعه کند و اصول زندگی خود را بر مبنای آن بنا نهد.
پایان