تبليغاتX
صبحدم - سخنگاه و اندیشه گاه یک هموطن -

 

 سرنوشت فردای مان بستگی به چگونگی انتخاب امروز مان دارد

 

سلام خواننده محترم!

با امید اینکه ملت هردم شهید امروز، فردا از این دنیا مشکلات و نابسمانی نجات و رهایی یابد و در یک فضای امن و باثبات در تحت سایه صمیمیت و اخوت با اتحاد شکست ناپذیر، زندگی و تأمل نمایند ودو دوشا دوش سایر ملل، در همه عرصه ها و زمینه ها دارای دستاورد های باشد.

 

موضوع این نبشته انتخابات سال 1388 در افغانستان است که دهها تن  اعم از طبقه ذکور و اناث خود را کاندید پست ریاست جمهوری نموده اند.

(مسئله تعدد کاندیدان در انتخابات یک بحث جداست  وبناءً در این مختصر از بیان آن صرف نظر میشود.)

در میان کاندان شخصیتها مطرح و سرشانس نیز حضور دارند که میتوان از رئیس جمهور فعلی کشور حامد کرزی، وزیر امور خارجه اسبق، دوکتور عبدالله عبدالله، شهنواز تنی سابق وزیر دفاع، عبدالجبار ثابت سابق لوی سارنوال، رمضان بشر دوست ، اشرف غنی احمدزی ، عبدالطیف پدارم ، بشیر بیژن و ... نام برد.

 

 

آنچه را باید به عرض برسانم اینکه صاحب این قلم با قامت راست و با وجدان پاک و بدون هیچ گونه وابستگی به کدام کاندید مشخص در مورد انتخابات سخن چند تحریر میدارم و ضمناً از سایر قلم بدستان هموطن خود میخواهم که نباید خاموش بنیشنند و آنها باید در زمینه ادای رسالت نمایند و اذهان عامه را در اتباط معیارهای گزینش یک کاندید روشن بسازند که تا آنها بتوانند به  کاندید رأی دهند که آن واقعاً شایستگی و خلاقیت پست ریاست جمهوری را داشته باشد.

 

آنچه من را متحیر گردانیده است نامزد شدن مجدد رئیس جمهوری فعلی ، جناب کرزی است.

کرزی صاحب با کدام فورمول میخواهد ناکامی ها و از دست رفتن فرصت های طلایی دوران ریاستش را توجهه نماید که همه ناشی از ضعف مدیریت بوده اند.

باوجود  حضور گرم مجامع بین المللی در افغانستان و سرازیر شدن کمک های وافر مالی و اقتصادی و دهها فرصت و زمینه های پیشرفت و بهبود،  وضعیت امروز بدتر از دیروز است. در هیچ زمینه و عرصه کاری قابل ملاحظه و شاید و باید صورت نگرفته است . کمک ها بین المللی همه حیف و میل گردیند.

از همه گذشته، نا امنی و بیی ثباتی دوران کرزی فراموش ناشدنی است و یک درس عبرت در باب بیان "مدریت ضعیف " در لکچرهای آموزشی.

امنیت و صلح در اطراف ارگ ریاست جمهوری خلاصه شده است و در اکثر نقاط و  ولایات کشور  از یک طرف نا امنی واز طرف دیگر فقر و مشکلات مرگبار اقتصادی گریبانگیر مردم بیچاره مااست – این موارد برای هر وجدان و ضمیر مسئول سخت آزار دهند است!

 

داستان ناکامی کرزی زیاد است و همه در مورد آن کم و بیش میدانند و آنانیکه بنا بر موفق سیاسی و اقتصادی و غیره  مصلحت ها، در گذینش کرزی تلاش دارد  و به  نفع آن کمپاین مینمایند باید  این نکته را بدانند  که به حق این ملت جفا میکنند.

 

مسئله جالبتر در داستان کرزی، انتخاب معاونین آن است!

آیا همین کرزی نبود که کنار زدن مجاهدین تحت عنوان جنگ سالاران از صحنه سیاسی تا دیروز یکی  از دستآوردهای دوران ریاستش میخواهند و آنرا به رخ مجامع بین المللی میکشید ولی در دور کاندیداتوری مجدد به خاطر ضربه زدن اپوزسسیون با قدرت، جبهه ملی ، مارشال را گول زد و آنرا به پست سمبولک معاونیت اول برگزید و مارشال صاحب  با خودکامگی تام، شیرازه وحدت جبهه را از هم پاشید و در آغوش کرزی آرام گرفت و آغاز گر کنار رفتن ها شد – همان بود که محقق صاحب، دوستم صاحب ودیگر صاحیبون قدرت محور به خاطر گرفتن موقف، آبروی سیاسی خود را خیلی ارزان فروختند. گویند که شری بخیزد که خیری به پا شود – بلی ماهیت شناسی به کارست – این زمان است که بر من و تو  در شناخت چهرها کمک بی شائیبه میکند.

 

به قول بعضی از تحلیلگران که گویند:

- "مجاهدین حالا طرز بازی را خیلی خوب  یاد گرفته اند!"

 - چطور و چگونه ؟

-هم کاندید مستقل دارند و هم به حیث معاون برگزیده شده اند و در هر دو صورت برنده انها اند.

نخیر – برندگی که با از دست رفتن وحدت به دست آید، آن باختن است و اظهار منتهای درجه ضعف دانش سیاسی  و در نتیجه در دامن حریف افتدین است.

نخیر! با این معامله گری ها و استاد شدن در کنار آزمود های بی مدیریت، کنار رفتگان  برنده  نه بلکه بازنده حتمی  اند – این را زمان بیتشر به داوری خواهد گرفت!

این معامله گری ها یک نوع کمک و یاری با آنانی است که عامل نابسمانی های کنونی در جامعه اند.

 

آیا گاهی مارشال با رفتن خود در کنار کرزی اندیشیده است که چه تضمین وجود دارد که کرزی در صورت برنده شدن و بعد از یک مدت که شش ماه و یا یک سال باشد، مارشال را از معاونیت کنار بزند و او را به بهانه جرایم جنگی به محاکم معرفی کند.

 

انکه نیاموخت از گذشت روزگار هیچ نیاموزد ز هر آموزگار!

مارشال باید بداند که کرزی در بازی شیطانی خیلی دست بالا دارد – در مرتبه اول، مارشال را از لحاظ نظامی خلع سلاح کرد و حالا نفوذ سیاسی آنرا سلب کرده است و کرزی  کم کم  دارد به هدف نزدیک میشود – ای کاش کرزی این همه قوه را غرض بهبود وضعیت کشور به خرج میداد ولی افوس که ندارد و به سیاست ها قومی و تیمی بیتشر تمرکز نمود و همان بود که سنگر را باخت محبوبیت باد آورده اش هم در داخل کشور و هم در سطح بین المللی به صفر تقرب کرد.!

 

خطابه:

ای ملت افغانستان! اگر میخواهید بیشتر از این سرنوشت ما تیره و واژگون نشود، نباید به کرزی رأی دهید. اگر چنین کنید، بدایند که مسئولید و فردا مورد بازپرس قرار خواهید گرفت. به جز کرزی و افرادیکه میدانید به خاطر گرفتن زر و زور خود را کاندید نموده اند و یکی پس از دیگر با کندیدان با نفوذ، ائتلاف مینمایند و هدف از کاندیداتوری آنها  تجارت است،  نباید رأی دهید.

 

شما رأی ندهید، اگر کرزی در صورت انتخاب نشدن انتصاب میشود و تحمیل، آنوقت هم تصمیم از من و توست که نپذیریم و مشروعیت قایل نشویم!

حق گزینش حکام از آن  ملت است – ملت از اگر نپذیرد، هیچ کسی نمیتواند بالای ملت کسی را تحمیل نماید و آن زمانی میسر است که  ما به پا برخیزیم ودر برابر جریانات منفی متحد شویم.

به خاطر گرفتن حق، باید قربانی داد  و در نتیجه این نابسامنی ها  را متوقف باید کرد وگر نه با به روی کار آمدن یک دولت بی مدیریت، سیاست های تفرقه افگن شدت خواهد گرفت و سرنوشت مان را بدتر از امروز خواهند ساخت.

                             

ما و شما نباید اجازه دهیم که نسل آینده ما به اثر سیاست های مدیران ضعیف  وارث  يک وطن بی ثابت، متفرق و وابسته باشد.

باید مسئولانه و با قدرت منطق استحقاق حقوق نمایم و در گزینش فرد به عنوان شخص اول امور کشور،  دقت عام و تام داشته باشیم تا باشد روزگارمان بهتر شود.

 

با امید سرفرازی ملت افغانستان و آینده خجسته وطن

بااحترام

احمدی تبار

Ahmad.tabar@yahoo.com

28/3/1388

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 20 Jun 2009ساعت توسط وهاب" سائس" |